محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
237
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) وى پيمان نامهاى ( 1 ) نوشت كه نسخهء آن ، چنين است : به نام خداوند بخشايندهء بخشايشگر اين فرمانى است كه آن را محمّد بن عبد اللّه بن عبد المطلب ، فرستادهء خدا بر همهء مردم ، نويد دهنده و بيم دهنده و امين و نگاهبان امانت وى در ميان آفريدگان ، نوشته است ؛ تا پس از آمدن پيامبران و روشن گشتن راه درست از گمراهى ، « حجّتى براى مردم در برابر پروردگار ، به جاى نماند ( 2 ) » و خداوند ، توانا و حكيم است . براى سيّد بن حارث بن كعب و همكيشان وى و براى همهء ترسايان : در خاور و باختر ، دور و نزديك و براى گشاده زبانان ( فصيحان ) و بسته زبانان ( 3 ) و شناخته و ناشناخته ، فرمانى لازم الاتّباع و نامهاى سر گشاده و پيمانى استوار ، به عنوان سنّت و دادگرى خويش ، نوشته است . هر كس آن را نگاه دارد ، مسلمان و شايستهء نيكى اسلام است ، و هر كس - چه پادشاه و چه رعيّت - آن را تباه سازد و تعهد نسبت به آن را در هم شكند ؛ و به چيزى جز آن عمل كند و در به كار بستن آن از فرمان من بيرون رود ، پيوند با خدا را گسسته و پيمان او را شكسته و پناه او را خوار داشته و در خور نفرين او گشته است . من با سپردن اين پيمان ، ايشان را در پناه و پيمان خدا و خويشتن و پيامبران و برگزيدگان و دوستان خدا از مؤمنان و مسلمانان گذشته و اكنون ، نهادهام ، و دشوارترين فرمان و پيمانى را كه دربارهء پذيرفتن فرمان و برگزيدن واجب و استوارى بر پيمان ، از سوى خدا بر بنى اسرائيل واجب گشته بود ، بر خود مىپذيرم كه با سپاهيان سواره و پيادهء خويش ، و با سلاح و نيروى خود و مسلمانان پيرو خويش ، ترسايان دور از سرزمين خويش را ، در مرزهاى اسلامى و يا در هر سرزمينى از سرزمينهاى دشمن كه هستند ، چه دور چه نزديك ، چه در منطقهء صلح و چه در منطقهء پيكار ، از گزند دشمن دور دارم . آنان را در پناه خويش گيرم و ايشان و پرستشگاههايشان را و جايگاههاى راهبان و ترسايان عبادتپيشهء جهانگرد را ، در هر جا كه باشند : در كوه ، در درّه ، در غار ، در جاى آباد و در بيابان و ريگزار ، از آسيب دشمن بازدارم . ( 2 ) بدان گونه كه از جان خويشتن و از جان ياران نزديك خويش و پيروان اسلام نگاهبانى مىكنم ، از آيين و ملت آنان نيز در همه جا : در بيابان ، در دريا ، در خاور و در باختر ، نگاهبانى كنم . آنان را از هر گونه آزار و رفتار ناپسند و رنج و سختى ، در پناه و پيمان خويش گيرم . با دور ساختن هر دشمنى كه آهنگ بدى بر من و آنان دارد ، از ايشان پشتيبانى كنم . از آنجا كه من فرمانرواى ايشان هستم ، بر من است كه ايشان را از گرفتار آمدن به هر رنجى كه آنان را ناگوار آيد دور دارم ؛ و چنانچه با پيشامدى ناگوار رو به رو گردند ، نخست بايد من و يارانم كه همراه من از هستى اسلام دفاع مىكنند ، به آن گرفتار آييم . بر من است كه آنان را از هر رنجى كه پيكار گران راه خدا متحمّل آن مىگردند ، همچون غارت و خراج ، دور سازم ، مگر آنكه خود با طيب